تمامی کشورهای جهان به منظور برنامه ریزی کلان اجتماعی ،فرهنگی ، اقتصادی وسیاسی نیازمند اطلاعات دقیق از جمعیت موجود خود می باشند.این اطلاعات در برخی کشورها هر پنجسال و در برخی کشورها هر ده سال یکبار جمع آوری می گردد. اطلاعات جمع آوری شده شامل آمار افراد یک خانوار به تفکیک سن ،جنسیت ، میزان تحصیلات ، اشتغال یا عدم اشتغال ، میزان درآمد ، نوع مسکن مورد استفاده ،دارائیهای موجود خانوار و....... می باشد . جمع آوری این اطلاعات مستلزم آموزش کافی ماموران جمع آوری اطلاعات و همکاری مجدانه وصادقانه مردم می باشد . در کشور ما به علت وسعت جغرافیائی وجمعیت نسبتا زیاد زمان انجام سرشماری معمولا بین دو یا سه هفته بطول می انجامد .که در سال جاری از دوم تا بیست ودوم آبان این طرح در سراسر کشور اجرا خواهد گردید . نکته حائز اهمیت دقت وصحت برگزاری این طرح می باشد . شاید برخی از مردم به اهمیت این موضوع واقف نبوده ولذا به زمان آن توجه نداشته وبه همین علت ممکن است در زمان حضور ماموران آمارگیری در منزل حضور نداشته باشند که البته مرکز آمار برای این مشکل چاره اندیشی نموده است وسرپرست خانوار می تواند پس از پایان آمار گیری نیز به نزدیکترین مرکز مراجعه نموده واطلاعات خانوار خود را تسلیم نماید. ولی حضور به موقع در منزل وارائه اطلاعات در زمان مقرر بسیار مفید تر خواهد بود . چه بسا در دوره های پیشین رای گیری ماموران آمار گیری موفق به ثبت اطلاعات تعدادی از خانوارها نگردیدند که اگر این معضل را به کل کشور تعمیم دهیم اطلاعات بسیاری از خانوارها جمع آوری نگردیده وآمار ماخوذه ناقص ثبت شده است. نکته مهم دیگر ارائه اطلاعات واقعی وصحیح به ماموران آمار گیری می باشد . شاید برخی از سرپرستان خانوار بنا به انگیزه های مختلف ازجمله انگیزه های اقتصادی و00000 سعی در ارائه اطلاعات غیر واقعی نمایند که این امر در سطح کلان باعث جمع آوری اطلاعات غیر واقعی انبوهی می گردد وبه تبع آن برنامه ریزیها غیر واقعی صورت میگیرد. لذا شایسته است که امر سرشماری عمومی نفوس ومسکن را مهم تلقی نموده و با ارائه اطلاعات دقیق به ماموران آمارگیری به پیشرفت وآبادنی منطقه وکشورمان کمک نماییم .
با تصویب هیئت دولت دربهمن ماه سال 88 شهرستان گراش با سه بخش مرکزی،اوز وبیرم تاسیس گردید.باانتشاراین خبر شاهد عکس العملهای متفاوتی در منطقه بودیم .تاسیس شهرستان گراش موردپذیرش قرارگرفت.ازآن پس کشمکشها پیرامون بخشهای اوز وبیرم شروع شد.علیرغم اینکه دراین دو بخش ابراز مخالفت عمده ای مشاهده نگردید،کشمکشها وبحث وجدلها پیرامون ابقاء یا الحاق این دو بخش ادامه یافت تا به تنش وهتک حرمتهای اخیر منجر گردید. شایسته وبجا بود که در چنین اوضاعی به آراء ونظرات عامه مردم اوز وبیرم مراجعه می شد و خواسته مردم این دوبخش نیز جایی در معادلات منطقه می یافت. دراوضاع فعلی وضعیت بخشهای بیرم واوز از نظر تقسیمات کشوری در هاله ای از ابهام قرار گرفته.با مراجعه به سایت وزارت کشورمشاهده خواهیم کردکه بخشهای اوز وبیرم فعلادرمحدوده هیچیک از شهرستانهای لار وگراش نیستند وهمین امر فی نفسه مشکلاتی را برای مردم بوجودآورده است وبخشی از امور اجتماعی وعمرانی مردم به سبب این وضعیت معطل مانده است. علاوه بر این اثرات سوء این کشمکشها تا سالهای طولانی بر مراودات مردم تاثیر منفی خواهد گذاشت . در نگاهی کلان تر همین دو دستگی در تضاد با وفاق ووحدت ملی است که امروز بشدت مورد نیاز جامعه وکشور ماست ومی تواند موجبات سوء استفاده فرصت طلبان رافراهم آورد.
امروز می توان در جوی مسالمت آمیز، بدور از احساسات منفی با رجوع به خواسته مردم بخشهای اوز وبیرم به این کشمکش پایان داد. قطعا مردم صلاح امور خویش را بدرستی وبه دور از حب وبغض ها تشخیص داده وانتخابشان صائب خواهد بود.
یکی از آفات مهم وخطرناک جوامع نفاق است . نفاق همان تضاد درون وبیرون وقلب وزبان فرد یا ظاهر سازی و موجه ونیک جلوه دادن خود به منظور کسب منفعت است . اکثریت آحاد جامعه از مسلمانان مومن هستند که در این فضا احساس آرامش وامنیت می نمایند . وفضا ومحیط را مناسب حالات ورفتارهای اجتماعی خویش می بینند ودرون وبیرون آنان یکسان می باشد . اما هستند افرادی که با سالوسی وزیرکی به منظور تحقق اهداف خویش ویا حفظ موقعیت وجایگاه خود ،با فضای مذهبی جامعه همرنگ می گردند در حالیکه اعتقادی به این بستر وفضا ندارند . این افراد با آراستن نمای بیرونی خویش به ارزشهای مقبول جامعه که با ریا نیز همراه است سعی در کسب منفعت می نمایند . این منفعت می تواند وجهه اجتماعی ، شغلی ویا حفظ موقعیت واز همه مهمتر دستیابی به اهداف خائنانه باشد .این افراد درشرایط عادی جرات بروز وظهور را نداشته وتنها در صورت وجود فضای مناسب درون آلوده خویش را بروز می دهند ونقاب از چهره برمی دارند.
امااین کوتاه سخن پیرامون آن دسته از منافقانی است که تنهابه نیت نان ونوا و حفظ موقعیت ، نقاب نفاق برچهره زده و بیرون خودرا خوش رنگ ولعاب نموده اند. مهمترین خطری که از ناحیه این افراد ضعیف جامعه را تهدید می نماید خدشه به دین باوری جوانان پاک وحقیقت جو وطالب اسلام ناب می باشد.بسیاری از جوانان ونوجوانان علیرغم رشد ونمو در خانواده های مذهبی بادیدن ظاهر موجه وعملکرد غیر موجه این افراد در جامعه دچار نوعی تضاد وسردرگمی میگردند. عملکرد ناموجه این افراد لطمات جبران ناپذیری را به دینی میزند که اینان بیرون خودرا مزین وآراسته به آن نموده اند. چه بسا تصویری که امروزه از اسلام ومذهب در سنین نوجوانی وجوانی در ذهن وروح شکل می گیرد متاثر از تضاد درون وبیرون این منافقان دنیا طلب باشد و قطعا انطباق نمای بیرونی موجه وعملکردنا مطلوب وغیر موجه این دنیا طلبان ،که درورای ظاهر موجهشان کمتر به چشم می آید توسط نوجوانان وجوانان تصویری مخدوش ، غیر مطلوب ومطرود از اسلام ومذهب را ارائه می دهد که روح حقیقت جو وپاک جوانان از آن گریزان است وگوششان بدهکار این بیت نیست که(اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست) متاسفانه دکان این از خدا بیخبران بسیار پر رونق و پر منفعت است و روز به روز گروش به این سبک و سیاق حتی در جوامع کوچک رو به فزونی است درحقیقت قبح وزشتی این عمل کمرنگ شده وبه تعبیر روشنتر این ضد ارزش در حال تبدیل شدن به ارزش است.
شوراهای اسلامی نماد مردمسالاری وبه نوعی بازوی کمکی دولت در جهت رفع ورجوع امورات مردم و موجب کاهش تصدی گری نهادهای دولتی هستند.علاوه براین منعکس کننده خواسته ها ومنویات مردم حوزه انتخابیه خود نیز می باشند. گرچه آن سان که شایسته است هنوز وظایف واختیارات شوراها پس از گذشت حدود سه دوره تبیین نگردیده است ، اما روز به روز بر جایگاه و تاثیرگذاری این نهاد مردمی افزوده می گردد. از جمله می توان به فعالیتهای شوراهای اسلامی روستاهای بیرم اشاره نمود.اخیرا شاهد تعامل وهمگرائی بین این شوراها در قبال مصوبه اخیر دولت مبنی بر تاسیس شهرستان جدید گراش می باشیم بنحوی که پس از جلسات متعددورایزنیهای مختلف و نظر سنجی از مردم حمایت خودرا ازاین مصوبه اعلام نموده اند.بنا براظهارات مسئولین این شوراها ملاک این حمایت ، اطاعت از قانون و خواسته مردم شمرده شده است . وتصریحا اظهار داشته اند که این امر له یا علیه جریان ، اشخاص ویا شهرستان خاصی نیست بلکه صرفا تحصیل منافع دراز مدت مردم منطقه می باشد منافعی که با کوبیدن بر طبل مخالفت ودر برزخ تقابل دست یافتنی نیست چه آنکه مخالفت تنها موجب فرصت سوزی، انحراف اذهان و از بین رفتن اندیشه های مثبت میگردد.
ارتقاء بخش بیرم از اولین خواسته های مردم منطقه بوده و فراهم نمودن بستر این ارتقاء با هم اندیشی وبرنامه ریزی جهت جذب روستاهای جدا شده وافزایش جمعیت ومحدوده جغرافیائی بسیار سودمندتر از ورود به تجربیات شکست خورده گذشته است .بدون شک راه ارتقاء بیرم از هیچ شهرستانی نمی گذرد. بلکه اندیشه های نوومثبت روشنگر این راه گم شده می باشد.
با تاسیس شهرستان جدید گراش ، سرفصل جدیدی در مناسبات اجتماعی منطقه جنوب فارس بویژه در سطح لارستان بزرگ گشوده شد . باآنکه اکثربخشهای مختلف شهرستان لارستان این امر را پذیرفته اند و تعامل سازنده با شهرستان جدید را در دستور کار خویش قرارداده اند اما مخالفتهائی نیز مشاهده می گردد . به نظر می رسد در این زمینه، همراهی بسیار ارزشمندتر وکارگشاتر از تقابل می باشد . یادآوری این نکته لازم است که یکی دو دهه قبل هنگام تاسیس شهرستان لامرد نیز مخالفتهایی ابراز شد وتقابلهایی صورت گرفت که متاسفانه آثار سوء مخالفتهای آن زمان هنوز پا برجاست وتعامل کنندگان بیش ازتقابل کنندگان منفعت بردند و شهرستان جدید نیزبه روند تکاملی خویش ادامه داد وامروزه یکی از شهرستانهای رو به رشد و موفق در سطح استان فارس می باشد . البته این همراهی وهمدلی به هیچ وجه معنی (نان به نرخ روز خوردن )را تداعی نمی کند زیرا در مناسبات کلان اجتماعی این اصطلاح هیچ کاربردی ندارد .آنچه مسلم است تقابل ومخالفتهای اجتماعی اینچنینی، جز کاشتن بذر کینه ودشمنی وهدر دادن فرصت ها نتیجه دیگری در برنخواهد داشت وتبعات منفی آن دامن اقشار متوسط وپائین جامعه را خواهد گرفت.لذامی بایست اندیشمندان وصاحبان رای مانع از پیشرفت وگسترش این تقابلهاگردندواجازه بروز وظهور بیشتر را به این پدیده نامیمون ندهند. ناگفته پیداست در کنار این همراهی وهمدلی حق پیشرفت و ارتقاء برای سایر مناطق محفوظ است وصد البته پیشرفت وارتقاء مستلزم داشتن سخت افزارها ونرم افزارهای لازم است . مسئولین شهرستان جدید گراش نیز می بایست به دور از هرگونه تبعیض و با رعایت عدالت اجتماعی در راستای آبادانی کل شهرستان نوپای خویش تلاش نمایند .
اخیرا شاهد ارتقاء بخش گراش به شهرستان بودیم.این امر با استقبال گروهی ومخالفت بخش دیگری از مردم لارستان همراه بود.شایدانتظارات از نماینده شهرستان، عملکردی فراترازنگاه به زادگاه بود اما باتوجه به محرومیت وعقب ماندگی مناطق جنوبی استان پهناور فارس اولین هدف رجال تاثیر گذار،برون رفت از این محرومیت وعقب ماندگی است وتاثیر گذارترین عامل در این زمینه ارتقاء در سطح تقسیمات کشوری است گرچه این ارتقاء به عوامل متعدد دیگری از جمله نگاه کلان سیاسی اقتصادی اجتماعی نظام نیز بستگی دارد .از سویی دیگر انتظارات ایجادشده در سالیان اخیر مبنی برارتقاء شهرستان لارستان به استان وعدم تحقق این امرنیززمینه ساز این مخالفتها گردید. بخشهای دیگری از شهرستان مانند بخش بیرم نیزبا سابقه وقدمت در خور توجه ودوری از مرکز شهرستان که سالهاست در انتظار ارتقاء به سرمی برند باتوجه به تاسیس دو شهرستان جدید در دل لارستان وبا توجه به محدوده جغرافیائی ومحدودیت جمعیتی ،تاسیس شهرستانی دیگر را لااقل در کوتاه مدت دور از دسترس می بینند . بااین تفاصیل،درنگاهی جامع وفرامنطقه ای تمرکز زدائی و ارتقاء ومحرومیت زدائی وتاسیس شهرستانهای جدید امری مثبت ارزیابی می گردد. نگاه منفی واحساسی وتلقی جدائی طلبی ازاین امر،منصفانه نبوده وتلاشهای دیگر مناطق را دراین زمینه منفی جلوه خواهد داد. به نظر می رسد بخش مستعدبیرم با سابقه وقدمت طولانی در صورت فراهم نمودن زیر ساختهای مناسب و افزایش جمعیت ومحدوده جغرافیائی خود با الحاق مجدد روستاهای جدا شده وهمت وکار مضاعف رجال مثبت اندیش خویش در آینده ای نه چندان دور پنجمین شهرستان در دل لارستان بزرگ خواهد بود. کما اینکه با تاسیس شهرستانهای جدید شاهدتاسیس استانی جدید درمحدوده جنوب فارس پهناور خواهیم بود .
انتقاد در لغت به معنی جدا کردن سره از ناسره و از ریشه نقد است .به تعبیر دیگر انتقاد همان عیب یابی ویافتن نواقص وکاستیها است .طبیعتا فرد منتقد ناچار به اصطکاک با انتقاد شونده گردیده ودر این بین باعث ایجاد تنشهایی نیز می گردد. اما همین تنشهای به ظاهر ناخوشایند اسباب پالایش وویرایش جامعه گردیده ودر حکم داروی شفا بخشی است که موجب بهبودی بیماریهای اجتماعی می گردد. از منظری دیگر انتقاد نوعی به تحرک واداشتن اجتماع است .همانگونه که بدن برای سلامت نیاز به ورزش وتحرک دارد ودر صورت سکون و ایستائی دچار بیماری وخمودی می گردد جامعه بدون نقد و انتقاد نیز دچار بیماری وکسالت می گردد. اگر فراتر قدم بگذاریم جامعه بدون نقد وانتقاد به مرورزمان دچاربیماریهای گوناگون گردیده و به سوی تباهی سوق داده می شود .این منتقدین هستند که بیماریها را تشخیص داده واعلام خطر می نمایند. البته دراین بین بعضا مغرضینی نیزیافت می شوند که هدف ارزشمند نقد وانتقاد رادرنیافته واهداف ناسالمی ازآن رادنبال می نمایند. مسلما وجود این افراد نمی تواند کلیت ، صحت وارزشمندی انتقاد را زیر سوال ببرد.
بااین تفاصیل همانگونه که نبی مکرم اسلام (ص) فرمودند: "کلکم راع وکلکم مسوول عن رعیته " وازاین فرمایش حضرتش می توان مفهوم نقد وانتقاد با هدف بهبود اموراجتماع رابرداشت نمود،یکی از اهداف اصلی ومهمنشریات محلی،می تواندرویکردانتقادی باشد .بدون شک همه جوامع درمسیر حرکت خویش دچارکجرویها وانحرافاتی می گردند که درصورت عدم تشخیص ومقابله به گرداب نیستی وهلاکت می افتند. لذا به چالش کشیدن این کجرویها وانحرافات از مهمترین وظایف قشر آگاه ودلسوز جامعه است . به نظر می رسد شاکله واستخوانبندی نشریات محلی می بایست شاکله انتقادی وچالشی باشد زیرا با فاصله گرفتن از این هدف مهم وکلیدی ،تاثیرگذاری خودراازدست خواهند داد. البته این امر هزینه هایی نیز خواهدداشت که برای سلامت جامعه به ناچار باید این هزینه ها راپذیرفت واز برخوردهای احساسی ،تقابل واصطکاک نباید هراسی به دل راه داد .عیبها ،کاستیهاونواقص زیادی درمنطقه مشاهده میگردد که باید شناسانده شده وبرای رفع وبهبود آنها چاره اندیشید.قطعا استمراردراین امرواصراروپافشاری دراین زمینه موجب نهادینه شدن امر انتقاد وپرسشگری وبه تبع آن فرهنگ پاسخگوئی درمنطقه شده و چشم پوشی از این کاستیها وعدم تلاش برای مقابله با آنها تخطی از فرمایش رسول اعظم (ص) وعدم انجام وظیفه شرعی ووجدانی خواهدبود.
امام خمینی خورشید درخشان جهان اسلام وایران
امام خمینی محبوب القلوب مسلمانان وایرانیان
امام خمینی عزت بخش ایران واسلام
امام خمینی بزرگمرد مبارزه با سلطه واستکبار
امام خمینی کسی که انقلاب اسلامی بی نام او درهیچ جای دنیا شناخته شده نیست .
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. امام خمینی (ره)
بدون شك جهان امروز جهان اطلاعات ورسانه است رسانه ها نقش بسزا وتعيين كننده اي در ارتقاء سطح آگاهي مردم داشته وازجهتي ابزاري كارامد براي پيشبرد اهداف سياسي ، اقتصادي، فرهنگي واجتماعي هستند.ازجمله رسانه ها كه قدمتي طولاني تر نسبت به بقيه دارند نشريات چاپي هستند.كه گرچه كارائي وتاثير گذاري رسانه هاي ديداري وشنيداري راندارند اما هنوز هم حرفهاي بسياري براي گفتن دارند وسهم مهمي در آگاهي بخشي به عموم را دارند .خوشبختانه امروزه مشاهده مي شود جوانان تحصيلكرده در سطح جوامع كوچك مانند بخشها و روستاها با توجه به گسترش فناوري ، روي به انتشار نشريات محلي آورده وبا وجود تنگناهاي مالي بسيار ،بعضا با بودجه شخصي اقدام به اين كارارزشمند مي نمايند. برخي از اين عزيزان در ميانه راه به علت مشكلات ومعضلات فراوان از جمله مشكلات مالي عطاي اين كار را به لقايش مي بخشند . برخي نيز همچنان با مشكلات فراوان به اين كارارزشمند ادامه مي دهند. دربخش بيرم وروستاهاي تابعه وبخشهاي مجاورنيز جوانان دلسوزو فرهنگ دوست با وجود مشكلات اشاره شده قدم به اين عرصه گذاشته اند واقدام به انتشار نشريات محلي با محتواي فرهنگي ، اجتماعي ومذهبي نموده اند كه مي توان به نشرياتي مانند " گلرخ سبز" " طلوع انديشه " بارقه اميد لاورستان " بيرم ما" و " طلوع شيخ عامر"و... اشاره نمود .متاسفانه اكثريت اين عزيزان ازادامه اين راه پر افتخار به دلايل ذكرشده وحتي بي توجهي وبي مهري مسئولين محلي بازمانده اند. كميت وتعداد اين نشريات چندان اهميتي ندارد.آنچه مهم است ادامه اين روند واميد بخشي به ادامه اين مسير است . به منظور تحقق اين امر شايسته است :1- ابتدا مسئولين محلي توجه ويژه اي مبذول داشته ومتوليان اين امر ارزشمند را مورد تشويق وحمايت قراردهند.2- خيرين محلي بخشي ازوجوهات مختص امور خيريه را به گسترش اين نشريات وحمايت مالي ازاين جوانان اختصاص دهند. 3- ساير جوانان ودلسوزان منطقه نيز در تهيه مطالب ارزشمند ومحتوايي به دست اندركاران نشريات كمك نموده ونشريات را به سمت وسويي مناسب درجهت پيشرفت وارتقاء منطقه سوق دهند. بديهي است حمايت ازنشريات محلي، كمك به بهبود فرهنگ منطقه وتلاش درجهت كاهش ناهنجاريهاي اجتماعي است.
باز هم محرمي ديگر از راه مي رسد و شورشي ديگر در خلق عالم برپا مي گردد . وباز هم آتشي كه
هرگز به سردي نمي گرايد . جهانيان ديگربار داستان راستين حسين و حسينيان را مرورخواهندنمود و توشه اي از آزادگي و جوانمردي ورشادت به فراخور حال خويش برخواهند گرفت تا از مكتب پرفيض عاشورا بي نصيب نمانند و جهان رشادت و عزت وآزادگي را از ياد نبرد .درس شرافت وكرامت بار ديگر درمجالس حسيني تدريس خواهد شد تاشاگردان مدرسه عشق، دراين بازار پرزرق وبرق سازش وتسليم وذلت،تنها خريدار كالاي شرافت وجوانمردي باشند گرچه گرانبها وكمياب وبه قيمت جان ومال باشد . آنان كه درس " هيهات منا الذله " حسين را در مدرسه حسيني به خوبي آموختند ، امروز در ايران ولبنان و فلسطين گوهر كمياب آزادگي وسرافرازي را بدست آورده و چشمهاي جهانيان را خيره نموده اند .آزموني كه حسين(ع) ازآن سربلند بيرون آمد بدون شك بسيار دشوارتر از آزمون ابراهيم خليل الله بود زيرا آزمون حضرت ابراهيم (ع)بدون قرباني مقبول حضرت احديت قرارگرفت اما آزمون دشوار حسين(ع) درنيمروزي گرم وسوزان ودر نهايت دشواري به واقعيت انجاميد واو نه تنها يك قرباني كه قربانيان زيادي را تقديم حضرت دوست نمود وتنها دارائي باقيمانده خود يعني جان ارزشمندش را نيز مخلصانه تقديم نمود.وامروز حسينيان به تبع مولاي خويش در معرض آزمونهاي سخت ودشوارقرار گرفته والبته سربلند ازآنها بيرون آمده ومي آيند. حسين آموخت كه در نهايت غربت ومظلوميت مي توان شرافتمند وآزاده بود او آموخت كه درسختيها ومرارتهاو محاصره ها مي توان ايستاد وتسليم نشد . پرچمي كه او برافراشت پرچم ايستادگي و مقاومت است كه تا قيام قيامت دربين آزادگان واحرار دست به دست خواهدشد و هرگز برزمين نخواهد افتاد .
رعايت حق الناس يا همان حق مردم وبه تعبير بهتر تفكر ديگربيني ، از جمله مباحث بسيار مهم ومورد توجه در بحث عدالت اجتماعي است . اگر به فلسفه وجودي اديان الهي ورسالت پيامبران دقت وتوجه نماييم هدف از بعثت انبياء ايجاد ، توسعه وگسترش عدالت اجتماعي و زندگي برابربراي آحاد جامعه است كه قرآن كريم از آن به عنوان " قسط"ياد مي نمايد. قدم اول وسنگ بناي قسط وعدالت اجتماعي رعايت حق الناس وبه رسميت شناختن حقوق ديگران واحترام به آن است .آنگاه است كه عدالت اجتماعي حكمفرما شده وموجب آرامش رواني جامعه مي گردد وبه سبب آرامش رواني است كه توسعه وپيشرفت ورفاه عمومي محقق مي گردد.درغير اين صورت شكاف طبقاتي بيشتر شده و موجبات زوال وفروپاشي اجتماع را فراهم مي نمايد .در فرهنگ ديني،حق الناس بسيار مورد توجه قرار گرفته وخط قرمز هشدار دهنده اي آن را فرا گرفته كه تحقيقا به منظور تحقق عدالت اجتماعي است و صد البته رعايت اين خط قرمز وعدم تجاوز به آن مستلزم رياضت ، تقوا وپرهيزكاري فراوان است كه همگان از عهده آن بر نمي آيند.شهوات واميال وآرزوها وزياده خواهي ها، همواره انسانها را به سمت خود گرائي و خودخواهي وورود به حريم ديگران ترغيب مي نمايد. ولذا به نظر ميرسد در كنار گسترش فرهنگ ديني و بسط وگسترش تقوا وپرهيزكاري وترويج وجدان گرائي ، نظارت وقدرت نيز براي حفاظت از برابري اجتماعي وحقوق مردم ومبارزه با زياده خواهي ضروري ولازم است و چنانچه اين دو اهرم باز دارنده در جامعه وجود نداشته باشد خودخواهان زياده خواه حقي براي ديگران قائل نشده وهمه امتيازات را از آن خود مي دانند و پايه هاي قسط وعدالت اجتماعي را متزلزل مي نمايند. اگر امروز شاهد جوامع پيشرفته وتوسعه يافته همراه با رفاه عمومي هستيم قطعا اين امر نشات گرفته از قسط وعدالت اجتماعي است كه به سبب وجود دو اهرم پيشتر ذكر شده ، موردحفاظت قرار گرفته ودر بين آحادافراد آن جوامع نهادينه گرديده است .بدون شك نياز ضروري جامعه امروز ما مبارزه قاطعانه ، بي ملاحظه وسختگيرانه با پايمال كنندگان حق الناس وتعدي كنندگان به حقوق ديگران وصيانت ونگهداري از قسط وعدالت وبرابري اجتماعي است. مبارزه اي كه به تعبير قرآن كريم با "حديد" (قدرت) امكان پذير است .
تلاش براي ارتقاء و رشد، في نفسه امر مباركي است و با سكون و ايستائي كه موجب زوال و فساد است در تضاد مي باشد. از سوئي ديگر ارتقاء روستاها و شهرها، نوعي تمركز زدائي است كه همسو با بسط و گسترش عدالت اجتماعي، توزيع عادلانه امكانات و در راستاي سياستهاي كلان دولت جمهوري اسلامي است. متأسفانه به علت آمار ناچيز جمعيتي و عدم وجود زير ساخت هاي مناسب و بعضاً سياستهاي رژيم گذشته، در جنوب كشور، و تحقيقاً در محدوده ي وسيعي از جنوب استان پهناور فارس، كمتر شاهد تقسيمات كشوري و تمركز زدائي بوده ايم. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و نگاه ويژه به مناطق محروم و البته با افزايش جمعيت شاهد ارتقاء بخش هايي از شهرستان بزرگ لارستان بوده ايم. اولين تلاش در اين زمينه، تأسيس شهرستان لامرد بود. با نگاهي بيطرفانه به اين موضوع در خواهيم يافت كه اين امر موجب رونق و شكوفائي اقتصادي و بسط و گسترش امكانات در اين منطقه محروم گرديده است. پس از آن شاهد تأسيس شهرستان هاي مُهر و خنج و بخش هاي بيرم، صحراي باغ، بنارويه و ... و دهستان هاي متعدد بوده ايم. آنچه مسلم است اين روند، روندي مثبت بوده و بر خلاف عقيده ي بعضي از دوستان، نه تنها موجب تضعيف لارستان بزرگ نگرديده بلكه موجبات رشد فرزندان اين خطّه را فراهم نموده است؛ و بدون شك همانگونه كه در ادامه خواهد آمد،در تعالي و پيشرفت اين شهر كهن نيز موثر خواهد بود. از منظري ديگر اگر به تأسيس شهرستان ها و بخش هاي جديد به عنوان تلاشي صرفاً بومي و منطقه اي و توسط افرادي خاص نگريسته شود، نگاهي جامع و دقيق نخواهد بود. قطعاً اين امر علاوه بر تلاش بزرگان اين مناطق، بخشي از سياست كلان نظام مي باشد. در اين راستا مي توان به تأسيس شهرستان ها و استان هاي گوناگون از دل استان ها و شهرستان هاي بزرگ مانند استان هاي خراسان جنوبي، شمالي، گلستان، اردبيل، قم و قزوين اشاره نمود كه با اهداف سياسي، اقتصادي و اجتماعي صورت گرفته است.
شهرستان لارستان در دل خود داراي مراكز جمعيتي با پيشينه ي تاريخي قبل از اسلام! و ظرفيت ها و قابليت هاي ارتقاء است؛ و خود نيز در دل استان پهناور فارس داراي همين ويژگي هاست. با توجه به وسعت استان فارس ، تاسيس شهرستان هاي جديد در جنوب اين استان، ظرفيت، پيشينه و محوريت شهر لار، تأسيس استاني جديد به مركزيت لار دور از دسترس نيست. همانگونه كه تلاش لارستان كهن در اين جهت، تلاش پسنديده اي است، كوشش بخش ها و شهرها به سوي تعالي و پيشرفت نيز امري خجسته، و نويدبخش شكوفائي، بالندگي و آينده اي روشن است. به هر حال تلاش در جهت ارتقاء، بخشي از فرايند رشد بوده و اجتناب ناپذير است.
چهار سال معادل چهل وهشت ماه ، در شرايط عادي زمان قابل توجهي است وبراي برنامه ريزي فرصت مناسبي است . اما چهار سال نمايندگي مجلس شوراي اسلامي در مناطق كمتر توسعه يافته همراه با انبوه فرصتهاي از دست رفته پيشين و مطالبات تلمبار شده به نظر مي رسد فرصت اندكي است كه به سرعت برق وباد خواهد گذشت . علاوه بر اين ناهمواري راه وموانع ايجادي خود سير برنامه ريزي و روند امور را كند وكندتر خواهد نمود . آن سان كه چهار سال فرصت گرانبهاي نمايندگي ، عملا ارزش تقريبي يكسال مفيد برنامه ريزي شده را بيشتر نخواهد داشت . اولويت بندي مطالبات ، تقسيمات كشوري ، پاسخگوئي به خواسته هاي عمدتا بحق و ريز ودرشت راي دهندگان، و صد البته مقابله با جريانهاي مخالف وقت وانرژي زيادي را مصروف خود خواهد نمود . براي برنامه ريزي بهينه وبهره وري مناسبتر از اين زمان گذرا ، انتخاب مشاوريني متعهد ، كارشناس و خبره از شهرها وبخشهاي حوزه انتخابيه وشناسائي معضلات ،مشكلات و اقدامات اساسي وزير ساختي معطل مانده والبته ايجاد جوي سرشار از حسن ظن واعتماد به منظور تبديل رقابتهاي انتخاباتي به رفاقت وسازندگي بسيار ضروري به نظر مي رسد .
ازچشمگيرترين شعارهاي تبليغاتي نماينده محترم شهرستانهاي لارستان وخنج در دوران كانديداتوري ، انتخاب مشاور از شهرها وبخشهاي تابعه بود كه تاكنون معطل مانده وقطعا اين امر به علت مشغله فراوان روزها وماههاي آغازين خدمت بوده وضروري است نماينده محترم در نزديكترين زمان ممكن به اين امر مهم اهتمام ورزيده وبه انتظارات در اين زمينه خاتمه دهند.
در بخشهاي محروم شهرستانهاي لارستان وخنج از جمله بخشهاي بيرم ، جويم وبنارويه و... اقدامات زيرساختي مهمي معطل مانده كه انتظار مي رود در اين فرصت چهار ساله بخشي از آنها به انجام رسد.تبادل نظر، مشورت و تعامل با صاحبان راي وانديشه وبهره گيري از تجارب بزرگان، دستيابي به اهداف مورد نظر را در بازه زماني كوتاه تري ميسر خواهد نمود وميزان بهره وري از فرصت كوتاه چهار ساله نمايندگي را افزايش خواهد داد.
ماه رمضان ، ماه امتيازات ويژه نام گرفته است . در اين ماه عزيز بندگان، ميهمان خداي خويشند واز
ويژگيهايي زير بهره مند مي گردند. چه،میهمان نزد میزبان عزیز وگرامیست.1- قرائت يك آيه از قرآن در اين ماه به مثابه ختم قرآن است . بسياري از خانواده ها به نيتهاي مختلف به صورت گروهي هر چند روز يكبار به ختم قرآن مي پردازند. بدين معني كه هر عضو خانواده تلاوت چند جزئ را عهده دار شده وطي دو سه روز قرائت مي نمايد .وصد البته رجوع به قرآن وفهم وتدبر آن بسيار ارزشمندوارزنده است .
۲- اين ماه ماه رجوع به خود وپالايش جسم وروح است . بسياري از بندگان در اين ماه با روزه داري وامساك از خوردن وآشاميدن، به پالايش جسم خود پرداخته وقند وچربيهاي اضافه بدن را ازبين مي برند . گرچه برخي نيز متاسفانه رعايت ننموده و وعده هاي سه گانه شبانه روزي را به شب موكول مي نمايند كه اين امر اثرات مفيد روزه را برجسم ازبين مي برد.
3- مهمتر ازجسم پالايش روح است . بندگان پرهيزگار، اين مدت سي روزه را كه داراي امتيازات ويژه اي است غنيمت شمرده وبه خود سازي مي پردازند . اينان در طول مدت شبانه روز بويژه در هنگام امساك، مراقب گفتار خويش هستند تا با كلام خود به حريم ديگر بندگان وارد نشده و مرتكب غيبت نگردند . از ايراد تهمت وافترا خودداري مي نمايند . از چشم وگوش خود حفاظت بيشتري مي نمايند و قلب ودل خود را از كينه ها پاكسازي مي نمايند . در اين ماه دامنه مهرورزيها گسترش مي يابد و كمك به همنوع پررنگتر مي گردد . مهمان نمودن ديگران بر سفره افطار يا به عبارت ديگر افطاري دادن بسيار سفارش شده و موجب خير بركت مي گردد.
4- در صورت رعايت موارد فوق همه اعمال و رفتار وحركات، حتي استراحت وخواب بندگان روزه داردراين ماه عبادت وتسبيح وستايش پروردگار محسوب مي گردد.
5- به فرمايش قرآن كريم شب ارزشمند وپر فضيلت قدر كه از هزار ماه بهتر است در اين ماه قرار دارد ومومنان در اين شب ويژه واستثائي به راز ونياز با خداي خويش مي پردازند . نماز ها ودعاهاي ويژه مخصوص اين شب به مومنان سفارش شده است . اعمال وعبادات اين شب صدها برابر ارزشمندتر از ساير روزها وشبهاي سال مي باشد .
6- دراين ماه بندگان خدا ،خصائل ارزشمند انساني خويش را كه در طول سال به فراموشي سپرده ودر پستوهاي روح خويش بلا استفاده گزارده اند ،گرد گيري نموده وانسانيت را رنگ وبويي ديگر مي بخشند.
به هر حال فرصت اين ميهماني ويژه واستثنائي اندك وگذراست وبسياري از سر ناآگاهي آن را از دست مي دهند .
از واقعيتهاي زندگي و يا به عبارت بهتر، روي ديگر سكه ي حيات مرگ است. همه ي ما به نوعي مرگ يكي از اقوام و بستگان را تجربه نموده ايم و با تبعات آن درگير بوده ايم. اولين و برجسته ترين اين تبعات، حزن و غم و اندوه فراوان است كه گاه به حد افراط و بيماري مي رسد و اين به سبب علائق و وابستگي ها و خاطراتي است كه آدميان را بهم پيوند مي دهد و بريدن از اين وابستگيها و علائق باعث غم و اندوه مي گردد و هرچه ميزان اين وابستگي ها بيشتر باشد اندوه و افسردگي بيشتري را در پي دارد.
اما واقعيت اين است كه مرگ جزئي از زندگي است و به تعبير قرآن « در هر كجا كه باشيد مرگ، شما رادر بر خواهد گرفت » و همه ي ما روزي با آن روبرو خواهيم شد. حال با اين واقعيت كه امروزه به خاطر افزايش جمعيت بيشتر در جامعه ي ما خودنمائي مي نمايد بايد چگونه برخورد نمود؟ براي تجليل از فرد سفر كرده بايد چه اقداماتي انجام داد و چگونه ياد و خاطره اش را بزرگ داشت؟ اين تجليل و بزرگداشت مستلزم آداب و آئيني است كه متأسفانه به غلط رايج گرديده است. از آداب و رسوم غلط در مراسم ترحيم مي توان به موارد زير اشاره نمود:
1- پخت و پز و ميهماني كه اغلب اوقات هزينه هاي گزافي را به صاحبان عزا تحميل مي نمايد و در اين ايام بعضاً تا پنج ميليون تومان و يا حتي بيشتر نيز هزينه مي گردد. در دين مبين اسلام تاكيد شده است كه در ايام ترحيم و عزا نبايد در خانه ي صاحبان عزا پخت و پز صورت گيرد و در ايام ترحيم شايسته است همسايگان براي صاحبان عزا غذا تهيه نمايند. از جهت ديگر سفارش شده است از اموال و دارائي هاي فرد متوفي استفاده نگردد تا تكليف ارثيه ي وي مشخص گردد.
2- با توجه به تعدد بستگان و دوستان و آشنايان در مناطق روستائي، صاحبان عزا انتظار دارند كه همه ي اين افراد با پوشيدن لباس سياه حداقل به مدت چهل روز و بعضاً بيشتر، با آنان احساس همدردي نموده و در غمشان شريك گردند. البته همدردي نمودن و تسلي دادن صاحبان عزا امري بسيار پسنديده و سفارش شده است ولي پوشيدن لباس سياه آن هم به مدت طولاني براي طيف وسيعي از بستگان و آشنايان بويژه بانوان كار مشكلي است و بيشتر براي برآوردن توقعات صاحبان عزا و نه براي تسليت و همدردي است. و مشكل تر از آن دوره گردي صاحبان عزا براي تقدير و تشكر از كساني است كه لباس سياه پوشيده اند كه خود كار طاقت فرسايي است. از جهت ديگر پوشيدن لباسهاي تيره به مدت طولاني خود باعث نوعي افسردگي روحي براي فرد و اطرافيان مي گردد.
3- به تأخير افتادن آئين هاي عقد وعروسي: از ديگر آداب و رسوم غلط، تأخير در امر مقدس عقد و نكاح است كه به اشتباه نوعي همدردي با صاحبان عزا تلقي مي گردد. بسيار مشاهده شده شده است كه پيوند زناشوئي جوانان زيادي مدت هاي طولاني و بعضاً تا يك سال به اين سبب به تأخير افتاده و فرصت هاي مناسبي را از جوانان گرفته و هزينه هاي ناخواسته اي را به آنان و خانواده هايشان تحميل نموده است.
به هر حال مرگ آغاز زندگي جديدي است كه همه ي ما با شتاب به سمت آن در حركتيم و اين جزئي از واقعيات زندگي ماست و زندگي همچنان ادامه دارد.
در ميان ماههاي سال قمري ، ماه شعبان از اهميت خاصي برخوردار است . اين ماه ، ماه جشن وسرور شيعيان است . زيرا ولادت حضرت ابا عبدالله (ع) ، حضرت سجاد(ع) ، حضرت اباالفضل(ع) و حضرت بقيه الله الاعظم (عج) در اين ماه مبارك وخجسته اتفاق افتاده است
سومين روز شعبان براي تمام تاريخ مزين ومفتخر به نام مبارك حضرت اباعبدالله الحسين گرديد .او كه شجاعت ، آزادگي ، تعبد واز خود گذشتگي را معنا بخشيد . او ويارانش در نيمروزي گرم در روزهاي آغازين پائيز سال 61 هجري قمري تابلو زيبائي از عشق را ترسيم كرده و براي هميشه به بشريت اهدا نمودند.
چهارمين روز شعبان به نام علمدار سپاه عشق ، فرمانده دلاور و نماد ادب ومعرفت ، حضرت ابا الفضل العباس (ع) مزين است . او كه به رسم ادب وبه رسم پيروي از ولايت برادر خود و امام زمان خود را هميشه سيد وسرور خود ناميد وبه خود اجازه نداد كه او را برادر بنامد . او امان نامه دنيوي را رد نمود و بازوان ستبر وچشمهاي زيبا و در نهايت جان گرانقدر خود را در طبق اخلاص نهاد وبه سيد وسالار خود هديه نمود .
پنجمين روز شعبان مزين به نام نامي حضرت سجاد زين العابدين (ع) است . او كه راز ونيازهاي عاشقانه اش به درگاه معبود او را زينت عبادت كنندگان نمود . همو كه فرزند سرور آزادگان جهان حضرت حسين (ع) وشهربانوي ايران زمين است ومايه فخر ايرانيان .
وسرانجام نيمه شعبان متعلق به بقيه الله وذخيره الهي حضرت حجت (عج)است . مردي كه خواهد آمد . با آمدن او شام تيره مبدل به صبح صادق خواهد گرديد . او داد مظلومان را از ستمگران خواهد ستاند و بار ديگر جهان به راحتي نفس خواهد كشيد .
ما اين روزهاي خجسته را به شما دوستان عزيز وكاربران گرامي تهنيت وشادباش مي گوئيم .
1- كنترل فني موتور سيكلتها ورفع نقائص فني آنها
2- كنترل وكاهش رفت وآمدهاي غير ضروري
3- تشويق، ترغيب و گسترش فرهنگ استفاده از كلاه ايمني در بين جوانان ونوجوانان
بنظر مي رسد هنوز عزمي قطعي در بين خانواده ها براي مقابله با اين معضل شكل نگرفته واحساسات جاي تعقل را گرفته است . هر از چند گاهي نيز شاهد مسافرت نوجواني به ديار باقي شده و خانواده اي داغدار مي گردد . گويا گوهر جان بسيار ارزان شده است .
سلام در لغت به معني صلح است.در شرع مقدس اسلام توجه ويژه اي به آن شده است و در مراودات روزمره بسيار تاكيد شده است كه افراد جامعه به يكديگر سلام كنند.ومهمتر ازآن پاسخگويي به آن است تاجائي كه سلام مستحب وپاسخ به آن واجب گرديده است. شايد اهميت وويژگي سلام به سبب ايجاد آرامش رواني در افراد وبه تبع آن در جامعه باشد. هنگامي كه فردي به ديگري سلام مي كند ،به نوعي اعلام روابط صلح آميز با وي مي نمايد. وبه تعبيربهتر، فرد سلام كننده به مخاطب خود اعلام مي نمايد كه خطري از جانب وي اورا تهديد نمي نمايد وروابط مسالمت آميز بين طرفين حكمفرماست. فرد پاسخگو نيز متقابلا همين پيام را مي رساند وبدين ترتيب نوعي آرامش رواني در بين افراد جامعه حكمفرما مي گردد . سلام نكردن يا عدم پاسخگويي به آن باعث مشغله فكري طرف مقابل گرديده وتا روشن شدن موضوع، انرژي زيادي صرف تجزيه وتحليل علت آن گرديده و بعضا باعث واكنشهاي غلط وغير عقلاني ناشي از برداشت وتحليل نادرست مي گردد.
علاوه براين استفاده از كلمه سلام نيز بسيار مورد تاكيد است و استفاده از كلمات ديگر به جاي این لفظ قرآني كه بار معنائي مورد نظر را ندارند، شفارش نشده اند و تنها براين لفظ آرامش بخش تاكيد شده است . اين شايد بدليل معني لغوي آن است كه قبلا اشاره شد وتاكيد برصلح وآرامش ودوستي است ونيز سفارش شده است كه هر سلام را با سلام بهتري پاسخ دهيم كه به معني تعميق وگسترش روابط مسالمت آميز بين افراد جامعه مي باشد . اهميت اين لفظ نوراني تا آنجاست كه در شبانه روز پنج بار بر رسول اكرم (ص) ، خود ، صالحين ومومنين سلام فرستاده وبااينان اعلام روابط دوستانه ومسالمت آميز مي نمائيم .
در تاريخ پنجشنبه 27/4/87جلسه شوراي اداري بخش بيرم با حضور نماينده مردم لارستان وخنج در مجلس شوراي اسلامي جناب آقاي حسني ، فرماندار لارستان جناب آقاي محتاجي ، امام جمعه بيرم حضرت حجه الاسلام والمسلمين زندوي ، بخشدار بيرم جناب آقاي زارعي ، تني چند از مسئولين ادارات شهرستان ، مسئولين ادارات بخش بيرم ، اعضاي شوراها ي اسلامي بخش ، شهر، روستاها ، دهياران ومعتمدين محلي در سالن فرهنگي هنري شهداي آموزش وپرورش منطقه بيرم برگزار گرديد. دراين جلسه پس از تلاوت آياتي از كلام الله ، بخشدار بيرم گزارشي از بخش ارائه نمود .سپس فرماندار لارستان سخناني دررابطه با مسائل كلان شهرستان مانند آبرساني ، گازرساني و گسترش راههاي مواصلاتي بيان نمودند وپس از آن امام جمعه بيرم به ايراد سخن پرداختند . نماينده مردم لارستان وخنج در مجلس نيز گزارشي از آغاز فعاليت مجلس هشتم وآمادگي جهت پيگيري امور مردم را ارائه نمودند . رئيس شوراي شهر بيرم ديگر سخنران جلسه بود كه نكاتي پيرامون مشكلات شهر بيرم بيان نمودند . سپس مسئولين شوراهاي اسلامي به بيان مشكلات ومعضلات حوزه فعاليت خود مانند مشكلات مسكن روستائي ، آب ، برق ومخابرات پرداخته ومسئولين ادارات شهرستان نيز به پاسخگوئي پرداختند. در پايان جلسه كه مدت چهار ساعت به طول انجاميد حاضرين به صورت خصوصي مسائل ومشكلات خود را با نماينده و فرماندار مطرح نمودند .
ما در طول شبانه روز به كرات، جملات « به من چه؟ » و « به تو چه؟ » را مي شنويم و بدون تأمل و انديشه از كنار آن مي گذريم و به نوعي اين جملات بي معني را پذيرفته ايم. مشخص نيست اين انديشه ناصواب از كجا و از چه زماني وارد فرهنگ ايراني، اسلامي ما گرديده و ما آن را پذيرفته ايم. بدون شك اين تفكر غير عقلاني در فرهنگ اصيل ما جايگاهي نداشته و زائيده ي افكار و انديشه هاي بيماري است كه تفكر جمعي و جمعگرايي را بر نمي تابند و سعي در فرد گرايي و مسئوليت گريزي دارند يا به عبارت بهتر مبلّغ فرهنگ مسئوليت گريزي در جامعه مي باشند. آموزه هاي ديني و شرع مقدس اسلام، به شدت با اين تفكر به مبارزه پرداخته و آحاد جامعه را به پرهيز از فرد گرائي و گرايش به جمع و مسئوليت پذيري سوق مي دهد. آنجا كه پيامبر رحمت
حضرت رسول اكرم (ص) مي فرمايد: « كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته » مردم را به دخالت در امور جامعه فرا خوانده و از انزواطلبي و گوشه گيري منع مي فرمايد. از مصاديق ديگر اين امر، امر به معروف و نهي از منكر است كه همان گرايش به جمع و مسئوليت پذيري است. قطعاً جملات « به من چه؟ » و « به تو چه؟ » و انديشه ي ناميمون پشت آن تصادفي و اتفاقي به ادبيات ما راه نيافته و زائيده ي افكار ناسالم افرادي است كه خواهان ركود و ايستائي جامعه بوده و از پويائي، خلاقيت، آگاهي و روشنگري در جامعه هراس داشته اند.
نظارت و نقادي بي غرض ضامن سلامت و پيشرفت جامعه بوده و از بيماري ركود و سكون جلوگيري مي نمايد. قطعا افرادي كه مورد نظارت و نقد قرار مي گيرند موضع گيري نموده و ناظرين و منتقدين خود را مورد تهاجم قرار مي دهند و اينجاست كه جملات كذائي « به من چه؟ » و « به تو چه؟ » رواج يافته و متاسفانه مورد پذيرش عامه ی مردم جامعه كه قدرت و توان نظارت و نقادي را درخود
نمي بینند قرار مي گيرد و نتيجه ی آن حفظ وضعيت موجود و ركود و سكون و ايستائي است. ريشه ی بسياري از معضلات موجود، در سايه ی مشاركت جمعي و نقادي بي غرض، قابل شناسايي است و مي توان با تفكر جمعي بر معضلات فائق آمد. اما .... .......
نظر شما چيست ؟
با توجه به طولاني بودن فصل تابستان و طبيعت خشك و محيط غبار آلود سرزمينهاي جنوبي كشورمان، بسياري از مردم اين مناطق از بيماريهاي چشم رنج مي برند. با توجه به اينكه چشم از حساسترين اعضاي بدن
مي باشد، نياز به مراقبت هاي ويژه داشته و در صورت عدم مراقبت، آسيب هاي جدي به اين عضو ارزشمند وارد شده و بينائي در معرض خطر قرار
مي گيرد. در اين مبحث برآنيم به مواردي از بيماري هاي چشمي ناشي از تابش نور شديد آفتاب و گرد و غبار و راه هاي پيشگيري اشاره كنيم.
ناخنك ((pterygium: تومور خوش خيمي در بافت ملتحمه ي چشم است كه به شكل توده اي برجسته به رنگ سفيد مايل به زرد و بيضوي در سمت بيني افراد وجود دارد و به نام پينگوكولا
(pingucula) ناميده مي شود كه با افزايش سن شيوع آن افزايش مي يابد. اگر اين تومور پيشروي نموده و روي قرنيه قرار گيرد اصطلاحا ناخنك ناميده مي شود.
عقيده بر اين است كه ناخنك يك پديده ي تحريكي ناشي از اشعه ي ماوراء بنفش، خشكي و باد مي باشد. زيرا اين اختلال در افرادي كه قسمت اعظم زندگي خود را در محيط هاي آفتابي و گرد و خاك و شني سپري مي كنند شايع تر است . اگر ناخنك بزرگ شده و بر روي مردمك چشم پيشروي نمايد بايستي به وسيله عمل جراحي برداشته شود؛ ولي احتمال برگشت آن وجود دارد؛ لذا بهترين راه پيشگيري آن است كه فرد كمتر در معرض گرد و غبار قرار گرفته و در آفتاب از عينك آفتابي استفاده نمايد و بهتر است از عينكهاي آفتابي ضد اشعه ماوراء بنفش ، (anti uv) استفاده شود.
اسماعيل شمالي
دانشجوي رشته ي بينايي سنجي
ديانت فردي وديانت اجتماعي دو مقوله ودومبحث فرعي از كل ديانت وتدين است . آيين وشرع مقدس اسلام در اين زمينه به دو حق مسلم كه همه متدينين به اين آيين ، ملزم به رعايت آن هستند تحت عناوين (حق الله) و (حق الناس) اشاره مي نمايد . بديهي است انسان مسلمان ملزم به رعايت هر دوحق است وپرداختن به يكي از اين دو و بي توجهي به ديگري تصويري نازيبا ، مخدوش و غير واقعي از اين آيين آسماني را به ديگران ارائه خواهد داد . همين تصوير مخدوش وغير واقعي امروز يكي از علل مهم دين گريزي جوانان ونوجوانان مي باشد . فطرت وسرشت پاك جوانان ونوجوانان، تشنه تصوير زيبا وغير مخدوش اين آيين پاك آسماني است . حق الله همان عبادات فردي است كه تقريبا همه مسلمانان در طول شبانه روز ودرطي سال به آن مي پردازند مانند نماز ، روزه وحج وغيره. بعضا افرادي در اين زمينه صاحب كمالات شده و به مستحبات روي مي آورند كه بسيار پسنديده وزيباست ونوعي محكم كاري وارتباط تنگاتنگ بنده با خالق خويش مي باشد .اما كافي نيست . ديانت فردي تنها يك بال عروج وپرواز انسان است . بال ديگر همان ديانت اجتماعي يا رعايت حق الناس است كه بنا بر سفارشات بزرگان آيين مقدس اسلام از ديانت فردي والاتر ومهمتر وتاثير گذارتر است واين به سبب تاثير عميق اجتماعي اين نوع ديانت است .اوج تلالو ودرخشش ديانت اجتماعي ، عدالت است كه گمگشته بشر امروز است . رعايت حق الناس يا تدين به ديانت اجتماعي باعث بسط قسط وعدالت دربين آحاد جامعه گرديده و فاصله طبقاتي را كاهش داده وواژه فقير وغني را ازبين مي برد . بنا بر روايت رسيده ازبزرگان آيين مقدس اسلام خداوند سبحان همه گناهان شهيد را مي بخشد بجز حق الناس واين به معني تقدم حق الناس بر حق الله است. اما چه مي شود كه ما مسلمانان درديانت فردي ، روز به روز رشد نموده و به سمت تعالي وپيشرفت گام برمي داريم اما در ديانت اجتماعي نه تنها پيشرفتي مشاهده نمي شود بلكه شاهد ركود وايستائي وحتي عقبگرد هستيم . درپاسخ به اين سوال مي توان به دو دليل عمده اشاره نمود.
1- بي هزينه بودن ديانت فردي وپرهزينه بودن ديانت اجتماعي : نماز وروزه وساير عبادات فردي نه تنها هزينه اي ندارد بلكه باعث كسب وجهه وموقعيت اجتماعي نيز شده وبه پيشرفت دنيوي نيز كمك شاياني مي نمايد. با كمي زحمت مي توان با شنيدن صداي اذان در صف اول جماعت حاضر بود . مي توان علاوه بر ماه مبارك رمضان در روزهاي خاصي از سال روزه داربود . مي توان ...... اما ديانت اجتماعي هزينه دار است . چشم پوشي از مال وثروت و عدم طمع ورزی وزیاده خواهی، پا گذاشتن بر روي اميال وآرزوها وقناعت به حق وحقوق خویش ، دوري از زرق وبرق ماديات ولذات دنیوی امري بسيار مشكل وطاقت فرساست وبايد از منبع غني تقوا وپرهيزكاري بسيار در اين زمينه هزينه نمود.
2- عدم تبليغ واگاهي بخشي در زمينه ديانت اجتماعي : دليل ديگر ضعف ديانت اجتماعي ما مسلمانان عدم تبليغ وآگاهي بخشي است . بخش اعظم تبليغات ما در زمينه ديانت فردي است ودر زمينه احكام اجتماعي وحقوق ديگران كمتر آگاهي داده مي شود وكمتر كسي يافت ميشود كه پا به اين عرصه بگذارد . در فرهنگ ما مسلمانا ن وبه ويژه ما ايرانيان (حق گرفتني است ) از هر صنف وقشري از آحاد جامعه در اين زمينه پرسش شود بلادرنگ خواهد گفت (حق گرفتني است). اين به معني عدم آموزش يا به تعبير بهتر ضعف آموزش وتبليغ ديانت اجتماعي است . جمله فوق آشكارا با حق الناس در تناقض است . اگر حق گرفتني است پس كسي كه حقي از ديگران نزد اوست ملزم به پرداخت واداي حق نيست وتنها صاحب حق بايد تلاش نمايد تا به حق خود برسد وشخص مقابل ظاهرا ودر افكار عامه جامعه مسئوليتي در اين زمينه ندارد كما اينكه بوضوح شاهد اين معضل در جامعه هستيم . همه اینها با دیانت اجتماعی در تناقض است. به هرحال ما چهره اي معلول ونازيبا از ديانت را ارائه ميدهيم كه جوانان زيبا گرا وزيبا پسند را فراري داده است.
نظر شما کاربر محترم چیست؟
پس از انتخابات اخير مجلس شوراي اسلامي و سنت شكني راي دهندگان وراهيابي كانديداي خارج از مركز شهرستان لار به مجلس ، نيرويي جديد با تفكرونگرشي متفاوت با اسلاف خود تدبير امور سياسي ، اقتصادي و فرهنگي حوزه انتخابيه را بدست گرفته وبا استفاده از كرسي نمايندگي دارالوكاله نويد بخش نوآوري وشكوفايي در حوزه انتخابيه گرديده است . قطعا هيچيك از راي دهندگان انتظار معجزه و يكشبه ره هفت دوره را پيمودن ندارند . آنچه مورد انتظار راي دهندگان است نگاه از دريچه عدالت به مجموعه حوزه انتخابيه است همان نگاه مورد انتظار كه راي دهندگان را وادار به سنت شكني نمود و مسير آرائ آنان را به سمت خارج از مركز شهرستان تغيير داد. بدون شك وظيفه نمايندگان شهرها ومناطق كوچك ومحروم بسيار سنگينتر وحساستر از نمايندگان شهرها ومناطق بزرگ وتوسعه يافته است .زيرا نمايندگان اين مناطق علاوه برامر خطير وبسيار مهم قانونگذاري با انبوهي از مطالبات ومحروميتها مواجهند لذا بايد در دوجبهه حساس انجام وظيفه نمايند . قطعا قصور در اين دو وظيفه بويژه رفع محروميت از حوزه انتخابيه همان و از دست دادن آرائ مردم همان . لذا آنچه در اين مقال بدان مي پردازيم برنامه هاي مورد انتظار از نماينده منتخب جهت رفع محروميت از حوزه انتخابيه مي باشد . محدودنمودن سطح فعاليتهاي ذكر شده به مناطق شهري و غافل ماندن از مناطق كوچكتر راهي است كه قبلا آزموده شده و حاصلي جز تغيير مسير آرائ راي دهندگان نداشته است .
از جمله مطالبات مهم مردم حوزه انتخابيه تحول اداري ، گسترش مراكز آموزش عالي ، تلاش در جهت كار آفريني ، آبرساني ، گاز رساني ، گسترش مراكز درماني وبهداشتي در مناطق محروم وبهبود راههاي مواصلاتي دوشهرستان مي باشد .اما همانگونه كه قبلا اشاره شد مردم از نماينده منتخب انتظار معجزه نداشته و مسلما به اين امر واقفند كه رفع همه محروميتهاي ذكر شده در اين مجال چهار ساله ممكن وميسور نيست آنچه موكلين انتظار دارند برنامه ريزي براي رفع اين محروميتها وتلاش در اين راه پرافتخارمي باشد .بدون شك آقاي حسني با توان مديريتي بالاي خود وبا اتكائ به خداوند وآرائ حوزه انتخابيه در اين راه موفق خواهند بود . حضور ايشان در جمع مردم بخشها ودهستانهاي تابعه در طول مدت وكالت وارزيابي مطالبات مردم وملاقات چهره به چهره به شناخت بيشتر مطالبات وبرنامه ريزي اصولي تر خواهد انجاميد . نظر شما
همه ما اين سخن حكيمانه اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع) را بارها شنيده وخوانده ايم . بارها معني آن را شنيده ايم يا خود آن را براي ديگران معني وتفسير كرده ايم . حضرت فرمودند :( من علمني حرفا فقد صيرني عبدا) ترجمه ومعني تحت اللفظي آن اين است كه هركس به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود ساخته است . آنچه كه پس از رويت اين جمله به ذهن خطور مي كند رابطه معلم وشاگرد است . ومسلما شاگرد در برابر استاد همچون غلام است در برابر ارباب . واين به واسطه حق عظيم تعليم است كه استاد ومعلم برشاگرد دارد. احترام وخضوع وخشوع شاگرد دربرابر معلم واستاد بسيار پسنديده و زيبا وسفارش شده است . اما حق مولا اميرالمومنين را ادا نكرده ايم اگر در ترجمه وتفسير اين سخن حكيمانه به همين اندك بسنده كنيم و ارزش سخن گهر بار حضرت امير را محدود به ترجمه سطحي اين كلام كنيم .
قطعا معلمين نقش بسزائي در تعليم وتربيت وآينده كودكان ، نوجوانان وجوانان دارند . بويژه در سنين كودكي ودر دوران تحصيلات ابتدائي نقش معلم وآموزگار بسيار چشمگير و تاثير گذار است . همه حركات وسكنات معلم براي يك كودك الگو ست . بسياري از كودكان در مدرسه از لباس وكفش وآرايش مو و حركات وكلمات معلم خود الگو برداري مي نمايند . هر حركت وهر كلمه معلم در روح وجان دانش آموز تاثير گذاشته وترسيم كننده آينده وي مي باشد . بدين معني كه راه وروش زندگي دانش آموز در مدارس بويژه در مدارس ابتدائي ترسيم مي گردد . معلمي كه در مدرسه وجدان كاري نداشته باشد، دانش آموزان خود رابه سمت مسئوليت گريزي سوق خواهد داد و افراد ي بي مسئوليت تحويل جامعه خواهد . معلمي كه كم كاري وكم فروشي را زرنگي قلمداد نمايد ، افرادي سودجو ، ،فرصت طلب و نان به نرخ روز خور را به جامعه تزريق مي نمايد . اينجاست كه كم كم معني سخن حكيمانه امير المو منين (ع) نمايان مي شود . همه افراد جامعه با نگرشها و تفكرات وعملكردهاي مختلف بندگان معلمين خود كه نه بندگان عملكرد وتفكرات وآموزه هاي معلمين خود هستند . افراد مسئوليت پذير ، دلسوز ومتعهد به جامعه، بنده آموزه هاي معلمين مسئوليت پذير ، دلسوز و متعهد خود هستند و افراد سودجو ، فرصت طلب و نان به نرخ روز خور بنده افكار وآموزه هاي معلمين بي مسئوليت وغير متعهد خود هستند .
آري همه ما تا پايان عمر بنده آموزه ها وافكار معلمين خود هستيم .
من علمني حرفا فقد صيرني عبدا ( امام العارفين علي ع)
نظر شما جیست؟
امروز شهرلارغوغابود.جنب وجوشی وصف ناشدنی بر شهر حاکم بود.عده زیادی از مردم بخشها وشهرهای مختلف لارستان از عصر روز گذشته به سمت لار حرکت نموده ودر شهرهای اوز ، گراش وخود لار بیتوته نموده بودند وامروز از ساعات اولیه بامداد به سمت ورزشگاه کوچک شهر حرکت نموده بودند تا بتوانند جای مناسبی در ورزشگاه بیابند وبتوانند رهبر حود را ببیند . علاوه برمردم لارستان عده زیادی نیز از شهرستانهای مجاور لارستان وحتی استانهای مجاور به لار آمده بودندتا امروز از قافله عقب نمانند . اتوبوسهای زیادی از شیراز وشهرستانهای دیگر کار نقل وانتقال مشتاقان از شهرها وبخشهای مختلف به سمت لار را برعهده داشتند . چندین اتوبوس نیز روز گذشته مشتاقان از بیرم وروستاهای تابعه را به لار منتقل نموده بود. تعدادی موتور سوار نیز با موتور سیکلت خود رابه لار رسانده بودند . ما نیز از ساعت پنج بامداد از منطقه بیرم با یک گروه پنج نفره به سمت لار حرکت نمودیم . در راه اتوبوسها ووسائط نقلیه زیادی را دیدیم که مزین به تصاویر رهبر معظم انقلاب بود و در حال حرکت به سمت لار بودند ویا بعضا در حال مراجعت از لار وادامه ماموریت بودند . در روستاها وبخشهای طول مسیر همه چیز حاکی از آمادگی مردم برای استقبال تاریخی از رهبر بود . در شهر اوز در خیابانها عده زیادی از مردم به صورت خود جوش به پذیرائی از مردم با صبحانه و نوشیدنی مشغول بودند . ما هم البته پذیرائی شدیم . بنر های مزین به تصاویر رهبر معظم انقلاب جای جای شهر را پوشانده بود . مردم همه به هر نحو ممکن در حال حرکت به سمت لار بودند . در گراش نیز جای جای شهر حکایت از انتظار مردم بود . ساعت 7 صبح به لار رسیدیم . شهر شلوغ بود همه به سمت شهر قدیم در حرکت بودند . مدتی معطل شدیم تا جای پارک پیدا کردیم زیرا همه خیابانها مملواز اتومبیل های پارک شده بود . به زحمت جای پارک پیدا کردیم . پس از ان همراه با انبوه مردم پیاده به سمت ورزشگاه تختی به راه افتادیم . در راه چهره های آشنایی را می دیدیم . آنچه مشهود بود شور وشوق مردم بود . زن ومرد ، پیر وجوان ، کوچک وبزرگ با عجله به سمت ورزشگاه در حرکت بودند . در ودیوار شهر از تصاویر زیبای رهبر پوشیده بود . در نقاط مختلف ایستگاههای صلواتی با آب وشربت از مردم پذیرائی می کردند . بخشی از راه تا ورزشگاه را با اتوبوس واحد طی نمودیم . پس از رسیدن به ورزشگاه جهت ورود به بخش ویژه ورزشگاه از درب مخصوص وارد شده وپس از تشریفات معمول به جایگاه ویژه رسیدیم . غافل از اینکه کل ورزشگاه وجایگاه ویژه از ساعتها قبل پر شده بود . ما با هر زحمت در میان انبوه جمعیت جایی برای نشستن یافتیم . به قول معروف در ورزشگاه جای سوزن انداختن نبود . دوربین های مختلف شبکه محلی فارس وشبکه های مختلف سیمای جمهوری اسلامی در حال تصویر برداری از جمعیت مشتاق بودند . خبرنگاران مختلف سیما نیز حضور داشتند . کامران نجف زاده نیز در حال مصاحبه با مرد کهنسالی بود که در جایگاه ویژه استقرار یافته بود . در ضلع روبروی جایگاه تصویر بزرگی از مجاهد کبیر خطه جنوب ، بزرگمرد شجاع لارستان سردمدار قیام بر علیه متجاوزان انگلیسی حضرت آیت الله العظمی سید عبدالحسین لاری و تصویر بنیانگذار جمهوری اسلامی ورهبر معظم انقلاب به چشم می خورد . مراسم در حالی شروع شد که هنوز رهبر تشریف فرما نشده بودند . صوت زیبای یکی از قاریان شهرستان که آیاتی از قرآن را تلاوت نمود آغاز گر مراسم بود . سپس گروه سرود مدرسه راهنمائی شهید فراست سرود زیبائی را تقدیم حضار نمودند . گروه تواشیح وهمخوانی نیز به همخوانی پرداختند . در بین برنامها نیز شعارهای کوبنده حضار ورزشگاه را می لرزاند . ساعت از ده صبح گذشته بود که ناگهان جمال دل آرای رهبر معظم انقلاب به انتظار خاتمه داد . جمعیت مشتاق به پا خاست وشعارهای صل علی محمد ---- بوی خمینی آمد --- ای رهبر آزاده آماده ایم آماده --- ابا الفضل علمدار --- خامنه ای نگهدار استادیوم را به لرزه در آورد . جمال دل آرای رهبر خستگی را از تن مشتاقان حضرتش به در آورد . ما به عینه عزت واقتدار اسلامی ایران را به چشم دیدیم و افتخار کردیم . ابتدا حضرت آیت الله العظمی آیت اللهی با وجود کسالتی که داشتند از طرف خود ومردم خطه لارستان به رهبر معظم انقلاب خوشامد گفتند . مردم مشتاق نیز باشعارهای گوناگون مهر ومحبت خود را نثار رهبر می نمودند . سپس حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بیانات زیبای خود را آغاز نمودند . ایشان در ابتدا پس از حمد وثنای خداوند متعال وتشکر از مردم لارستان وفارس از مجاهد بزرگ جنوب حضرت آیت الله العظمی سید عبدالحسین لاری سخن راندند وبه معرفی فضائل ایشان پرداختند . سپس از وحدت شیعه وسنی گفتند . از خیرین منطقه وکارهای خیر آنان سخن راندند . از مسائل سیاسی کشور و توطئه های دشمنان گفتند . از کشور های حاشیه خلیج همیشه فارس واخوت وبرادری حاکم بین جمهوری اسلامی واین کشورها نکاتی را بیان نمودند و در پایان از مردم استان فارس به خاطر مهر ومحبتشان وبه خصوص مردم لارستان تشکر نمودند . ضمنا امروز آخرین روز سفر معظم له به استان فارس بود. امروز آنچه مشهود و زیبا ودیدنی بود اقتدارو عزت مردم ومسئولین نظام جمهوری اسلامی بود . امروز عشق وصمیمیت رهبر ومردم زیبا ودیدنی بود . امروز روزی به یاد ماندنی در تاریخ لارستان بود .
فردا پنجشنبه 19/2/87 روزی است که در تاریخ لارستان کهن برای همیشه ماندگار خواهد شد . دیار مجاهد بزرگ ، مبارز نستوه ، رهبر قیام بر علیه متجاوزان انگلیسی ، سید عبدالحسین لاری فردا میزبان مجاهدی دیگر ورهبر قیامی دیگر واین بار برعلیه استکبار جهانی وصهیونیسم بین الملل است. فردا لارستان میزبان حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی است . اقشار مختلف مردم از اصناف مختلف از رده های سنی گوناگون ، زن ومرد ، پیر وجوان از روز چهارشنبه بعداز ظهر با وسائط نقلیه مختلف وبه صورت کاروانی به سمت شهر لار حرکت نموده اند . امشب بسیاری از مشتاقان رهبر در شهرهای اوز وگراش بیتوته خواهند نمود تا فردا به دیدار رهبر انقلاب نائل آیند . شهر وروستاهای بیرم نیز از این قافله نور عقب نمانده اند . چندین دستگاه اتوبوس همراه با وسائط نقلیه شخصی از بعد از ظهر روز چهارشنبه وشب پنجشنبه عاشقان رهبر را به لار منتقل می نمایند و همانگونه که اشاره شد امشب شهرهای اوز و گراش محل اسکان وبیتوته دوستداران ولایت است . فردا نیز ورزشگاه جهان پهلوان تختی لار پذیرای انبوه عاشقان ولایت است . علاوه برمردم شهرستان لارستان و شهرستانهای خنج ، لامرد ، مهر از سایر شهرستانهای استان فارس وحتی از استانهای همجوار نیز خیل عاشقان رهبر به سوی لارستان رهنمون گردیده اند . بدون شک حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در لارستان ونمایندگان ایشان در بخشها وشهرهای مجاور به رونق ، توسعه وآبادانی ورفع محرومیت این مناطق کمک شایانی خواهد نمود .
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای پس از 20 سال بار دیگر استان فارس را به قدوم پر خیر وبرکت خویش متبرک نمودند . ایشان در این سفر معنوی علاوه بر مرکز استان از شهرستانهای نور آباد ممسنی ، کازرون و لارستان دیدن خواهند نمود . حضور پر خیر وبرکت ولی امر مسلمین در استان فارس مایه خیر وبرکت و مایه شور وشوق جوانان خواهد گردید .
حضور سبز ایشان در شهرستان لارستان موجب شور ونشاط پیر وجوان گردیده وقطعا مشتاقان زیادی را رهسپار مرکز شهرستان خواهد نمود
هر روز هزاران نفر برای باران دعا می کنند غافل از آنکه خدا با آن کودکی است که چکمه هایش سوراخ است .
**********
در شگفتم که سلام آغاز هر دیدار است ولی در نماز پایان است. شاید این بدان معنی است که پایان هر نماز آغاز یک دیدار است . دکتر شریعتی
**********
بودجه ی جوانی تامین کننده هزینه زندگانی است . بسیاری در پایان راه با کسری بودجه مواجه می گردند.
**********
اشکها جویبارهای زلال روحند که گهگاهی در کویر خشک تن جاری شده و آن را طراوت می بخشند.
**********
همه یکبار می توانند کتاب زندگی را بخوانند .اما عده ای بیش از یکبار .آنان که تجربیات دیگران را به کار بسته اند.
**********
پیروزیهای امروز حاصل شکستهای پیشینیان ماست . وشکستهای امروز ما تضمین کننده پیروزیهای آیندگان .
**********
اشکهای نیمه شب بندگان مخلص ، باران رحمت الهی است که آتش گناهان بندگان عاصی را فرو می نشاند .
**********
بنیاد هستی بر قلبهای بدون کینه استوار است . بچه های لاورستان
تو کی برای بشر اتفاق می افتی شبیه وصل به جان فراق می افتی
کدام لحظه ی تاریخ لای در ماندست که مثل نور درون اتاق می افتی
کدام هفته تقویم گنگ وتاریک است که جمعه داشت وتودرمحاق می افتی
اگر چه یک طرف دشت سرد وتوفانی است میان معرکه در باتلاق می افتی
اگر تفال مادر بزرگ آتش بود توگیر شعله یک احتراق می افتی
بیا عبور کن از سفره های خالی شهر که مثل مزه نان در بزاق می افتی
همین بغل که رسیدی به رسم استقبال میان همهمه ی اشتیاق می افتی
اگر چه قافیه تکرار شد خیالی نیست به احترام غزل اتفاق می افتی
بهشت منتظر لحظه ای تعارف بود که بشنود زنمک بهترین بفرما را
تو در مخمر یک نان جو چه می ریزی که مهر سادگیت رفته در دل دنیا
نشسته ام سر راهت سحر سحر شاید به من نگاه کنی از نگاه یک بابا
تویی ندارترین مرد – مرد گنجستان تویی عجیب ومعما برای قارون ها
هنوز هم که هنوز است نخلهای جهان به احترام شما مانده اند پا برجا
منم یتیم ترین انتظار یک افطار سلام سفره رنگین چند تا خرما
*******************
یک روز صبح روی همین پل عبور کرد دار وندار جاده ی من را مرور کرد
برگشت وایستاد لب انتظار من یک حس خط کشی شده در من ظهور کرد
از من سوال کرد که اینجا چه می کنی چیزی شبیه عشق به ذهنم خطور کرد
از من گرفت پیچ خطرناک غصه را لبخند را ترانه ی یک راه دور کرد
زیباترین تراوش شوق وامید را تقدیم جویبار نگاهی صبور کرد
وقتی که رفت دود غلیظی سروده شد غم را میان جاده کتابی قطور کرد
من ماندم وشماره ی صبحی که مثل عشق دل را به قول کوچه – ببخشید تور کرد
سلیمان کرمی زنجیرانی ( دبیر ادبیات دبیرستانهای بیرم )
*******************
روزگارم گله مندی شده است من بگریم توبخندی شده است
از دلم یاد نکردی شاید عشق هم سهمیه بندی شده است
مرتضی شمالی دانشجو
********************
این بزم را به یاد تو بر پا نموده ام یک شعر عاشقانه برایت سروده ام
بن بست ها مرا به چه تهدید می کنند من سالهاست در به دو چشمت گشوده ام
تصاویر جذاب ودلفریب کانالهای ماهواره ای فارغ از هرقید وبندی در دل شب خواب را از چشمان پسران ودختران جوان ربوده و سلولهای خاکستری مغزها را درگیر خود نموده است . ماده اولیه هوس دستمایه ساخت آسان صدها فیلم وسریال شده وبه رایگان در اختیار برنامه سازان این کانالهاست . در جامعه لائیک غربی فیلمسازان هیچ گونه قید وبندی برای استفاده از این ماده اولیه وارزان قیمت ندارند ومحصولات ساخته شده از این این ماده متاسفانه ومتاسفانه در جوامع اسلامی از جمله کشور ماخریداران زیادی دارد . برخی از تحلیلگران در موضعی انفعالی،از کنار آمدن با این موضوع و به نوعی پذیرش آن سخن می گویند وبرخی نیز متحجرانه آن را انکار می کنند .آنچه مسلم است وجود این معضل است . در شرع مقدس اسلام ارتباط دو جنس مخالف دارای محدودیت هایی است و آیات نورانی قرآن کریم نیز صریحا به آن اشاره نموده است . اندیشمندان وکارشناسان وجامعه شناسان نیز بسیاری از آشفتگیهای اجتماعی را در ارتباطات ناسالم دو جنس مخالف می بینند.از طرفی همانگونه که اشاره شد امروزه این ارتباط ناسالم به راحتی وبا صرف هزینه ای اندک در مرئی ونظر مردم است وهر کس طالب آن باشد می تواند به آن دسترسی داشته باشد . حال سوال این است آیا باید با این مساله کنار آمد و آن را پذیرفت و یا ما ابزاری قدرتمندتر از آن برای مقابله در اختیار داریم ؟ مراجع دینی ما با این معضل چگونه باید برخورد نمایند ؟ آیا با رساله های عملیه می توان باامواج ویرانگر ماهواره ها مقابله کرد ؟ آیا لازم نیست این بزرگان تفسیر جدیدی از روابط دو جنس مخالف ارائه دهند ؟آیا ما نگاهی عقلانی به روابط دوجنس مخالف داشته ایم؟ وظیفه رسانه ملی ورادیو تلویزیون ما در این زمینه چیست ؟ آیا رسانه ما میتواند با ماده ای غیر از هوس برنامه های جذاب وجوان پسند وموافق ذائقه جوانان بسازد ؟ آیا وجود اقوام مختلف در این سرزمین باآداب ورسوم بسیار زیبا نمی تواند دستمایه ساخت فیلمها وسریالهای جذاب ودیدنی باشد ؟ آیا تاریخ ایران باستان وعظمت وشکوه سرزمین پارس نمی تواند دستمایه ساخت برنامه ها وسریالها وفیلمهای جذاب وجوان پسند باشد ؟ آیا سرگرمیها وتفریحات سالم برای دختران وپسران ما به اندازه کافی مهیاست ؟ به نظر شما چگونه باید با این معضل برخورد نمود؟